همه چی در یک چی!

فردا امتحان زبان فارسی دارم.فکر کنم خوب بلدم ولی تو تشخیص مسند یک کمی مشکل دارم.ایراد نداره یه کم دقت کنم متوجه میشم.

سرماخوردگی ام بهتر شده.امروز مدرسه نرفتم ولی تا ساعت ۱۲ خوابیده بودم.نمی تونستم از جام تکون بخورم.به زور نفس می کشیدم...

هیچ کدومتون بهم یه آفرین خشک و خالی نگفتین!
چرا؟؟؟ خب من یه ماه بود که نه بنر عوض کرده بودم نه قالب!می دونید چقدر خودمو کنترل کردم!!!
الان تازه بنر رو عوض کردم و پس زمینه رو صورتی. ولی دنبال یه قالب خوب هستم مناسب وبلاگم جایی رو سراغ دارین؟؟؟

دکتر قریب   خیلی قشنگ و ناراحت کننده تموم شد.واقعا چه بیماری هایی تو دنیاست و ما ازش بی خبریم...
چه عذابی کشیدن دکتر قریب...

پ.ن۱: خورشید من کجایی؟
        سرد است خانه ی من...

پ.ن۲:خب این شعرهایی که می ذارم تو پی نوشت فقط خوشم میاد ازشون(گفته باشم)ممکنه مناسب سنم نباشه ولی خب قشنگه دوست دارم

عالی شد! عالی شد!

     سلام دوستان خوبم
     اصلا حال نداشتم انگلیسی و عربی بخونم...انقدر سرمای بدی خوردم که نگو...
     امشب تو کلاس انگلیسی ام اصلا حال و احوال درستی نداشتم...
     نیم ساعتم این آژانس من رو دم در کانون زبان گذاشته بود و سرمام بدترم شد...
     تا اومدم خونه گفتم بابا بریم دکتر...
     رفتیم و پشیمون شدم همین امشب دو تا پنی سیلین زدنگفتن فردا هم بیا دو تا دیگه بزن...
     اومدم بیرون گفتم :بابا ای کاش نمی اومدم...
     ولی قسمت خوبش اینجا بود که واسه فردا گواهی دکتر رو گرفتم که نرم مدرسه
     عربی و انگلیسی و ریاضی و فیزیک هم پر

     نتیجه اخلاقی: وقتی مریض هستید برین دکتر...
     نتیجه فلسفی: مدرسه رفتن در هنگاه بیماری درست نیست...
     نتیجه اقتصادی: خودمونم می تونیم با سوپ خوردن و یه کم خوابیدن خوب بشیم...نه!؟
     نتیجه روانشناسی: در هر حال بگویید عالیم

چه نازه!

.::گپ و گفتی با فرشته ها::.

نمی دونین با چه عشقی اون دو تا چوب چینی رو گرفته بود تو دستای کوچیکشو سعی می کرد مثل یانگوم اینا غذا بخوره...سعی می کرد با اونا یه خرما برداره...برداشت و کلی ذوق کرد و صدای قهقهه ش تو اتاق پیچید دوباره رفت این کار رو بکنه و سه باره و ...
ای کاش منم مثل بچه ها با این چیزهای کوچیک انقدر ذوق می کردیم...
----
دستاشو آورد جلو گفت: بفرمائید...
گفتم : مرسی خانوم خوشگله ، اسمت چیه؟
{از این پرسش م کلی خوشحال شد}
با یه لبخند زیبا جواب داد: شیــــــــــدا

پ.ن:ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی!